گروهى از نويسندگان

كنز الرموز ميرحسينى 109

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

زان عنايتهاى بىعلت كه هست * اين ز پا افتاده را مفكن ز دست پيش از آن كز من توانائى رسد * رحمتى كن گرچه رسوائى رسد دانشم از عالم تحقيق بخش * بر طريق مصطفى توفيق بخش فى نعت النبى صلى الله عليه و آله خواجه كونين ختم مرسلين * صدر عالم رحمة للعالمين صاحب شرع احمد مرسل كه هست * يك‌دو گام او از همه بالاتر است ذات او مقصود كونين آمده * مسند او قاب قوسين آمده شعلهء در بزم او افروخته * شهپر طاوس اكبر سوخته همتش برده بدار الملك دين * چار بالش برتر از حق اليقين سير أسرى در طريقت يافته * سرّ ما اوحى حقيقت يافته گشته دار الضيف حقرا رهنما * بوده برخوان خدا روزه گشا هركه برخوان حقيقت يافت دست * قرص مه را زود بتواند شكست قرب او ادنى نموده رتبتش * در مقام لى مع اللّه خلوتش مشرق خورشيد قرب روى او * مطلع شه‌بيت دولت كوى او